خرید بک لینک

سهندم روح من تو تکرار منی در قصه تکراری زمین تو انعکاس منی تو منی من توام و این دل آشوبم میکند تکرار داستان من ؛ تکرار من استرس زاست داستانت را بکر و ناب میخواهم تو بکرترین و ناب ترین خلقت خدایی و خدا حتما بکرترین ؛ ناب ترین و زیباترین لحظه ها را در داستانت خواهد نگاشت سهندم باور دارم دنیا به تو نیازمند است دنیا به چون تو بسیار نیازمند است به دنیا نگاه کن از زاویه نگاه تو دنیا چه رنگهایی کم دارد چه تصاویری نیازمند است دنیا را با قلمت با دستان پرتوانت رنگ

برچسب: نویسنده: کامران حبیبی تاريخ: شنبه 17 مرداد 1405 ساعت: 2:25

محمدسام عزیزم سهند نازنینمروزها از پی هم می گذرندمثل تصاویر یک نمایشو ما در حال بازی در این تئاتر گاهی می خندیم و گاه بغض میکنیماین زندگی همانقدر که می تونه مثل یک شعر عاشقانه باشهمثل بازی شطرنج جدیهاگر لحظه ای تمرکزت از بین بره یک مهره را میبازیمن حالا یک مادر نگران سرشاز از پرسشممادر یعنی نگرانمن تنها مادر نگران سرشار از پرسش دنیا نیستمیکی از آنها هستمنگران نگرانی شماهامبادا زندگی جایی لحظه ای کیش تان کندمن بارها کیش شدم ، کیش و گیج ؛ کیش و گریانزندگی در کیش کردن انسانها خبره استبه اندازه ثانیه هایی که از زندگی انسانها از بدو خلقت گذشته تجربه داردنگران نباشیدمن تا همیشه کنارتان ، در یادتان ، در روحتان هستمکیش و گیج و گریان شدنش با منشما فقط ادامه دهیدپر انرژی و شادامیدوار و با شکوهادامه دهیداز نمایش زندگی لذت ببریدلحظه های عاشقانه شاعرانه اش را احساس کنیدو با لبخند و قوی حرکت بعدی را انجام بدهیدتا ابد خوشحال و پیروز باشید ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامران حبیبی تاريخ: يکشنبه 19 تير 1401 ساعت: 13:29

محمدسام عزیزم سهند مهربانم آنقدر برای گفته هایم ثانیه می خواهم و صبر آنقدر حافظه می خواهم و محمدسام عزیزم هر روز قد میکشی و من از این رشد و شکوفایی غرق لذت و تکبر میشوم سهند مهربانم آنقدر با کلمات مرا سرشار از عشق و احساس میکنی و هر روز می اندیشم که ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامران حبیبی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:27

سلام فرشته های بسیار عزیز من محمدسام عزیزم همیشه باور داشتم به تو به افکارت به اعمالت به تو زیباترین روزها و بهترین اتفاقات را برایت می خواهم سالهاست در گوشت نجوا می کنم که تو شایسته بهرینهایی بهترین دانشگاهها بهترین شغلها بترین انسانها در انتظار تو ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامران حبیبی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:27

محمدسام عزیزم اولین عشق واقعی من امروز آنقدر بزرگ شدی که من مدتهاست از تو برای خیلی از کارهام مشاوره میگیرم ... که نمی دونم میتونم مثل قدیما قربون صدقه ات برم یا نه ... که دغدغه هات متفاوت شدن راستی علاقه ات به بسکتبال وصف نشدنیه مدتیه قدت هم از من بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامران حبیبی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:27

سهند عزیز و شیرین زبانم فرشته زیبا و خوش قلب ما آنقدر حرف برای گفتن دارم که برای شروع سردرگم شدم سهند عزیزم پسر مهربان و با احساسم پسر خوش ذوق و هنرمندم خیلی از دیدن نقاشیهای زیبات و مجسمه های خارق العاده و شنیدن جملات شعرگونه ات غرق لذت میشم خیلی زیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامران حبیبی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:27

سلام پسر نازنینم

عزیزکم از روز 23شهریور 93 خانواده ما 4نفره شد

مهمان خوانده ما تیم ما را قدرتمندتر کرد

و تو برادر ارشد خانواده شدی

سهند کوچک ما

استحکام و سلابت گروه ماست

برچسب: نویسنده: کامران حبیبی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 1:03

قربانتان

همیشه عاشق تولدم

از ماهها قبل برای پاسداشت تولدهاتان روز شماری میکنم و برنامه ریزی

تولد 2 سالگی سهند -سال 95و تولد 10 سالگی محمدسام -سال96 کم نظیر بود

عاشق بی مانند شما

برچسب: نویسنده: کامران حبیبی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 1:03

درود پسر عزیزم چوب خط گذر ایام به میزان ۷ سالگیت رسیده است بزرگ شدی بالغ شدی بلوغ اندیشه قدم در مسیری گذاشتی که سالها راه و کوچه پس کوچه باید بگذرانی من اما مثل همیشه نگران این نگرانیم را پایانی نیست هر روز با این ازدحام کار باز هم صبحها در کلاس بودنت را تصویر میکنم برات بهترینها رو آرزو مندم هرگز سختی مسیر دل زده ات نکند امیدوار باش عزیزم انتهای این مسیر یه دنیای قشنگ تر منتظرته پس با عشق به مسیرت نگاه کن گاهی خسته خواهی شد اما من هستم تا هر وقت خواستی بهم تکیه کنی من هستم اما تو به خودت اعتماد کن مهم اینه که تو هستی تو محمد سام هستی امیدوار باش ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامران حبیبی تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1396 ساعت: 12:42

عزیزم این قصه پر غصه و شادی و سرشار از اشک و لبخند ماست در این روزها داستان قلم در دست گرفتنت و سرمشق های الفبا داستان اولین برنام امتحانی تو و من چقدر با دیدنش دلم آشوب شد حس خوشحالی توام با تشویش امتحان هر چند تا بحال ۲ آزمون گرفته اند که هر دو را بدون غلط بوده ای امتحانات کابوس زندگیم بودند من ما تو را با امتحان نمی سنجم تو بی امتحان برنده ای... داستان آماده شدنت برای مدرسه زیباست تغذیه مدرسه-بازیهای مدرسه و ... و داستان افتادن دندانهای شیری و درآمدن دندانهای جدیدت بردمت عکاسی تهران تا با عینک و جای خالی دندان عکسی به یادگار داشته باشی فکر میکنم این عکاس آیا تابحال سوژه ای به این زیبایی داشته است؟ تو زیباترین و مهربان ترین و باهوش ترین پسر دنیایی تو منحصر به فردی تو خیلی با همه فرقادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامران حبیبی تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1396 ساعت: 12:42

سلااااااااام من مادرم چه بی مقدار به این جمله می بالم دردانه های من چه بی اندازه ثانیه هایم را با تصویری ساختگی از فرداهاتان ترسیم می کنم مکثی میکنم با خود زمزمه میکنم فردای شما حتما زیباتر از هر تصویر رویایی که من میسازم فردای شما دنیای شما در دستان شماست فرشته های من آرزوها باورها و رویاهاتان را بزرگ و بی انتها بسازید تا گامها و اراده تان به همان وسعت عظیم گردد و بیکران به دوردستها بنگرید نه آنکه گرمای دستی که به تمنایی به سویتان دراز است حس نکنید یا نگاه عشقی را در مجاورت لانه کرده نبینید زاویه دیدتان بی افق باشد عاشقانه نفس بکشید عاشقانه و استوار نه شکننده و خام محکم و استوار عاقل و عاشق شعر بخوانید شاعرانه عاشق شوید ادامه مطلب

برچسب: شاعرانه, نویسنده: کامران حبیبی تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1396 ساعت: 12:42

درود سهند نازنینم مرد کوچک بزرگم عروسک زیبا پرنده خوش آوازم چه دلنشین و چه باشکوه در روزگارم قدم گذاشتی پرابهت و شیرین قهرمانانه و سوت کشان و رها چه زیبا دوست داشتنت را رها میکنی لبخندها و قهقه ها و گاهی فریادهایت غرق این سخاوتم سخاوتمندانه می بخشی خنده ها و گاهی گریه هایت را رها و آزاد چون بزرگی و محکم چون کوه سهندم پژواک آرزوهایم را با تو به بیکران می سپارم با تو محمدسام عشق را باور کردم و با تو مهربانی را مهربانی عشق را تکمیل می کند عاشق را امید می دهد سپاس از آمدنت ادامه مطلب

برچسب: نازنینم, نویسنده: کامران حبیبی تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1396 ساعت: 12:42

سهندم همه ی بایدها در موردت زودتر از موقع اتفاق افتاد. دو ماهگی دو تا دندان درآورده بودی نشستن.راه رفتن. حرف زدن همیشه به تو می بالیدم اعتماد بنفست به من اطمینان می دهد خیلی دوست داری بالای مبل دراز بکشی همیشه از خیلی کوچکی تا امروز -کمی نگرانم می کنه سرما را دوست داری.زیر پنجره. روی سرامیک یا الان روی پارکت . شبها با دیوار زیر پنجره می چسبی محمدسام عاشق توست دلش می خواد زودتر بزرگ بشی باهاش بازی کنی محمدسام مدتی-تابستان95 -کلاس خوشنویسی رفتی فوتبال که..... از عید امسال کلاس سه تار میری عزیزم آنقدر خوبی و نجیب که با تو آرامش دارم خیالم جمع جمع است ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامران حبیبی تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1396 ساعت: 12:42

سلام عزیزترینهای قلبم

پادشاهان روحم

روزها گذشتند

گاهی سرشار از شادی و قهقهه

و کمی بغض آلود و غمبار

اما گذشتند

ساختند مرا

گاهی حیران و گریان

حال من ماندم سخت تر و محکم تر

برای با شما بودن

نه تردم نه لرزان

محکم و سخت ایستاده ام

برچسب: نویسنده: کامران حبیبی تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1396 ساعت: 12:42

محمدسام عزیزم امسال در کلاس پنجم تحصیل می کنی برای آمادگی در آزمون تیزهوشان سال بعد بابا شما را در آزمونهای قلم چی نام نویسی کرد آزمون دوم : رتبه اول شهر -تراز 6780 و آزمون سوم رتبه دوم شهر -تراز 7100 شدی خیلی خیلی باعث مباهات شد هم درس می خوانی و هم بازی و گاهی بازیگوشی یکی از تفریحات هر روز شما سر به سرگذاشتن سهنده و خنده های من سهند عزیزم کوچولوی کلبه ما خیلی خیلی شیرینی هر روز به این فکر میکنم آن روزها که نبودی چه بی اندازه تو را کم داشتم سرشاز از احساسی و مرا لبریز از عشق می کنی محبتت را ابراز میکنی و من شیفته این سادگی تو هستم این روزها محو تماشای شهرموشهایی با اسباب بازیها سرگرمی و اصلا جمعشان نمی کنی-برعکس محمدسام به حیوانات علاقه مندی و ترجیح می دهی فقط حیوانات اهلی باشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامران حبیبی تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1396 ساعت: 12:42

صفحه بندی